بعد از دستور صريح و حكيمانه حضرت امام(ره) كه نظاميان را از عضويت در احزاب و گروههاي سياسي منع كرده بودند، روزي دو تن از برادران واحد پرسنلي سپاه كه مسئوليت گزينش نيروهاي تازه را برعهده داشتند نزد مرحوم شهيد محلاتي نماينده وقت حضرت امام(ره) در سپاه پاسداران انقلاب اسلامي آمده و درباره گزينش افرادي كه در آمريكا و اروپا تحصيل كرده و عضو اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان در كشورهاي محل تحصيل خود بودند، كسب تكليف كردند و توضيح دادند كه اتحاديه به تناسب مسائل و رخدادهاي كشور بيانيه صادر كرده و موضع سياسي اتخاذ مي كند. شهيد محلاتي كه خداي سبحان بر درجاتش بيفزايد در پاسخ گفتند؛ منظور حضرت امام(ره) آن است كه اعضاي سپاه به طور همزمان عضو احزاب و گروهها و تشكل هاي سياسي نباشند بنابراين عضويت قبلي آنها در يك حزب و گروه سياسي در صورتي كه با ورود به سپاه قطع شده باشد، مانعي ندارد و سپس تاكيد كردند كه اگر دانشجويي در آمريكا و اروپا مشغول تحصيل بوده و عضو انجمن هاي اسلامي در كشور محل تحصيل خود نبوده است بايد نسبت به هويت او ترديد كرده و بررسي كنيد كه كجا بوده اند؟ نه افرادي كه عضو انجمن هاي اسلامي بوده اند، چرا كه عضويت اين افراد نشانه انگيزه هاي اسلامي و تعهد انقلابي آنهاست و يك امتياز تلقي مي شود.
اين روزها در پي سخنان سردار جعفري فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامي درباره مجاز بودن فعاليت سياسي و انتخاباتي آن دسته از بسيجيان كه در نيروهاي مسلح عضويت ندارند، برخي از مدعيان اصلاحات و روزنامه ها و سايت هاي خبري وابسته به آنان صدا به اعتراض بلند كرده و پي در پي مصاحبه مي كنند و مقاله مي نويسند كه فرمانده سپاه در اظهارات خود فرمان حضرت امام(ره) را ناديده گرفته و قصد دارد بسيج را به نفع يك كانديداي خاص و عليه نامزدهاي جبهه اصلاحات وارد فعاليت هاي سياسي و انتخاباتي كند! اين جاروجنجال- بخوانيد تبليغاتي- در حالي است كه مطابق قوانين جاري و روال تعريف شده كه از قضا بسيار روشن و خالي از ابهام نيز هست، همه بسيجيان عضو سپاه نيستند، بلكه «بسيج» به قول امام راحل(ره) يك «تفكر فراگير» است كه نداي دلنشين آن بايد در سراسر عالم طنين انداز شود و در قوانين و آئين نامه هاي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي نيز به وضوح و با صراحت ديده مي شود كه يك بسيجي، الزاماً عضو سپاه و نيروي نظامي نيست. بنابراين بسيار تعجب آور است كه مدعيان اصلاحات اين نكته بسيار بديهي را نمي دانند! و يا مي دانند و تظاهر به ندانستن مي كنند؟! بسيج ترجمان ديگري از ايمان، تقوا، خلوص و همه خوبي هاست. آيا مدعيان اصلاحات معتقدند كه فقط افراد بي ايمان، بي تقوا، فاقد خلوص و به دور از همه خوبي ها حق فعاليت سياسي دارند؟! و چنانچه چنين اعتقادي ندارند- كه ندارند- چرا تا نام بسيج و بسيجي را مي شنوند، از حضور و فعاليت آنان در انتخابات احساس خطر مي كنند؟! و با تجاهل به نظر امام(ره) و قوانين جاري مي كوشند بسيج را معادل يك نيروي نظامي و عضو رسمي سپاه معرفي كنند؟! به يقين آقايان مدعي اصلاحات مي دانند كه بخشي از بسيجيان عضو رسمي سپاه هستند و در گردان هاي كربلا و عاشورا به كار گرفته شده اند ولي بخش اعظم نيروهاي بسيجي همان مردم عادي هستند كه تفكر بسيجي را برگزيده اند و بي آن كه عضو رسمي، قراردادي و يا اسمي سپاه باشند براي جانبازي و فداكاري در راه اسلام و انقلاب و دفاع از جان و مال و ناموس مردم اعلام آمادگي كرده اند. بسيج دانش آموزي، بسيج دانشجويي، بسيج اساتيد، بسيج كارگري، بسيج كارمندان و... از اين دسته اند.
حضرت امام(ره) درباره بسيج مي فرمايند:
«ملتي كه در خط اسلام ناب محمدي- صلي الله عليه وآله- و مخالف با استكبار و پول پرستي و تحجّرگرايي و مقدس نمايي است، بايد همه افرادش بسيجي باشند»
همانگونه كه ملاحظه مي شود- و عجيب است كه چرا بعضي ها ملاحظه نفرموده اند- حضرت امام(ره) با صراحت مي فرمايند «همه افراد ملت بايد بسيجي باشند» و اكنون اين پرسش از مدعيان اصلاحات مطرح است كه وقتي حضرت امام(ره) مي فرمايند «همه ملت بايد بسيجي باشند» آيا مطابق نظر شما منظورشان اين بوده است كه هيچيك از افراد ملت نبايد در فعاليتهاي سياسي و انتخاباتي شركت كنند؟! آيا دوستان مدعي اصلاحات نظر امام(ره) را باور ندارند كه بسيج را يك تفكر سراسري مي دانند و نه يك رده خاص نظامي؟! يا نظر خود را به نظر مبارك آن بزرگوار ترجيح مي دهند؟ بديهي است كه نظر مبارك حضرت امام(ره) دقيقاً همان است كه در قانون آمده و مطابق آن بسيج به مفهوم يك تفكر است كه امروزه در «بسيج اقشاري» يعني بسيج هاي دانش آموزي، دانشجويي، اساتيد، كارگري شكل گرفته و با بسيج گردان هاي نظامي كه عضو رسمي سپاه هستند تفاوت دارند.
در همين زمينه، رهبر معظم انقلاب طي سخناني در جمع اساتيد بسيجي مي فرمايند؛
«در ميدان علم بايست تن به آب و آتش زد، بايد كار كرد. خوب اين يكي از مظاهر بسيج علمي است كه عامل عمده اقدام هم مي تواند همين مجموعه برادران مومن، برادران و خواهران مومني باشد كه در دانشگاه مشغول تعليمند، اساتيد. با اين نگاه بنده مجموعه بسيج اساتيد را يك مجموعه نظامي نمي دانم. چون مفهوم نظامي گري در معناي بسيج اصلاً نيست. بسيج يعني در طبق اخلاص گذاشتن همه توان و نيرويي كه انسان مي تواند در طبق اخلاص بگذارد و تقديم بكند. يعني اقدام، آن هم اقدام مومنانه و خالصانه و با انگيزه... اين معناي بسيج است.»
نكته مورد اشاره درباره تعريف بسيج و تفاوت گردان هاي نظامي بسيج با توده هاي عظيم بسيج مردمي به اندازه اي بديهي و غيرقابل ترديد است كه اعتراض كنندگان به سردار جعفري نيز بي آن كه بخواهند - و يا متوجه باشند- به آن اعتراف كرده اند.
آقاي كروبي كه اعتراض ها و سروصداي اخير مدعيان اصلاحات با استناد به اظهارات ايشان كليد خورده و ادامه دارد، به هنگام ثبت نام براي رياست جمهوري دهم خطاب به سردار جعفري گفته است؛ «من از سال 41 بسيجي بودم، قطعاً آن زمان آقاي سردار جعفري كودك بودند و با احترام به ايشان مي گويم؛ اين خط و نشان ها را براي مردم نكشيد. من براي داغ كردن تنور انتخابات نيامده ام. براي انتخاباتي آزاد بدون دخالت احتمالي بسيج آمده ام و اگر تخلفي شود كوتاه نمي آيم».
آقاي كروبي مي دانند كه «بسيج» به معنا و مفهوم امروزي آن بعد از پيروزي انقلاب اسلامي پديد آمده و در سال 41 هنوز تاسيس نشده بود كه ايشان از سال 41 بسيجي باشند! بديهي است منظور جناب كروبي اين نيست كه از سال 41 عضو نيروي مقاومت بسيج شده اند. بلكه با اين سخن خويش اذعان مي كنند كه «بسيج» يك تفكر فراگير و به مفهوم و معناي تعهداسلامي و انقلابي است و اين دقيقاً همان تعريفي است كه حضرت امام(ره) از بسيج ارائه فرموده اند و همان منظوري است كه سردار جعفري از بسيجيان غيرعضو سپاه داشته است. بنابراين اعتراض آقاي كروبي به اظهارات سردار جعفري بي مورد خواهد بود. چرا كه خود ايشان هم بسيج را به معناي عضويت در سپاه نمي دانند و گرنه نمي توانستند از سال 41 عضو آن باشند! و چنانچه منظورشان بسيج به معنا و مفهوم عضويت در سپاه است كه بايد گفت؛ چرا بدون استعفا از بسيج نامزد رياست جمهوري شده اند؟!
و اما از سوي ديگر، مدعيان اصلاحات با اعتراض به سردار جعفري بي آن كه متوجه باشند به جبهه اصلاحات اهانت مي كنند چرا كه آقايان در سخنان و نوشته هاي خود تاكيد مي كنند «بسيج مدرسه عشق است»، «بسيج نماد اخلاص و ايمان است»، «بسيج لشكر مخلص خداست»، «بسيج حافظ انقلاب و جان و ناموس مردم است» و از سوي ديگر حضور بسيجيان در فعاليت هاي سياسي و انتخاباتي را عليه نامزدهاي اصلاح طلب مي دانند و اين پرسش را بي پاسخ مي گذارند كه چرا حضور افراد- به قول خودشان- مخلص و با ايمان و فداكار و خداجوي در انتخابات را به زيان خود تلقي مي كنند؟! آيا، اين اهانت به جبهه اصلاحات نيست؟ فرمانده محترم سپاه گفته است كه بخش اعظمي از بسيجيان عضو سپاه و نظامي نيستند و مي توانند در فعاليت هاي سياسي و انتخاباتي شركت كنند ولي نگفته است به نفع كدام جريان سياسي وارد عرصه شوند. بنابراين چرا مدعيان اصلاحات از هم اكنون اطمينان دارند كه مردم مخلص و با ايمان به نامزدهاي جبهه اصلاحات رأي نمي دهند؟! و از حضور اين قشر در فعاليت هاي انتخاباتي ابراز نگراني مي كنند! مگر اصلاحات را با ايمان و اخلاص، وطن دوستي و فداكاري در تضاد مي دانند؟!
حسين شريعتمداري